غیب گوی . کسی که از چیزهای پنهان خبر میدهد. (فرهنگ نظام ). آنکه از امور نهانی و اسرار مردم خبر دهد. (ناظم الاطباء). آنکه غیب گوید.خبردهنده از غیب و نهان . رجوع به غیب شود.
چه کسانی غیب می دانند ؟
۱_ الله جل جلاله؟ . ۲_ پیامبران؟. ۳_ صحابه و دیگر بزرگان دین؟ . ۴_ فرشتگان؟ . ۵_ جن ها؟ .
بر اساس تصریح آیات پاک قرآن کریم فقط الله جل جلاله غیب می داند و از ردیف ۲ تا ۵ هیچ کس دانای به غیب نمی باشد.
دلایل در قرآن
( قُل لا یَعلَمُ مَن فِی السَّمَوَاتِ وَ الأرضِ الغَیبَ إلا الله) النمل/ ۶۵٫ ترجمه : ای رسول خدا بگو که در همه آسمانها و زمین جز خداوند کسی از علم و غیب آگاه نیست.
توضیح : خداوند جل جلاله، غیب را از ماسوای خود در این آیه بطور مطلق نفی کرده است و هیچ استثنائی برای احدی در این باره قائل نشده است.
آیه ی بعدی نیز همین معنی و مفهوم را تقویت و تائید می کند :
(وَ عِندَهُ مفاتحُ الغَیبِ لا یَعلَمُها إلا هُوَ) انعام ۵۹٫ ترجمه: کلیدهای غیب تنها نزد او است جز او کسی آن را نمی داند.
جمله، (جز او کسی نمی داند) شامل : همه مخلوقات مانند انبیاء، بزرگان، فرشتگان و جن ها می گردد زیرا بصورت عام ذکر شده است.
غیب ندانستن حضرت رسول صلی الله علیه و سلم به تصریح قرآن
برای همه مومنان اثبات شده است که حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم مقرب ترین بنده در بین اولین و آخرین انسان ها در نزد خداوند است و مقام بلند او را هیچ نبی و ولی نخواهد رسید با این حال قرآن تصریح می کند که او غیب نمی داند.
(وَلَوْ کُنتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ) اعراف ۱۸۸٫ و اگر(من پیامبر) غیب مىدانستم قطعا خیر بیشترى مىاندوختم . ادامه ی آیه : وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ . و هرگز به من آسیبى نمىرسید. إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ. من جز بیمدهنده و بشارتگر براى گروهى که ایمان مىآورند نیستم. و ابتدای آیه چنین فرموده است: قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ. بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختیار سود و زیانى ندارم.
شرح (إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ) : یعنی نه من و نه هیچ کس دیگری مالک نفع و سود حتی برای خودمان هم نیستیم مگر آنچه را که خدا بخواهد و خداوند برای عموم انسان ها این توان ظاهری و جزیی را داده که نفع و ضرر ظاهری خود را تشخیص دهند.
هیچ کس از اتفاقات فردا اطلاع ندارد
(وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا) لقمان ۳۴٫ ترجمه : هیچ کس نمی داند که فردا چه چیزی را کسب خواهد کرد.
امام بخاری در صحیح خودش از ام المومنین عایشه رض روایت کرده که فرموده است: من حدثک أنه یعلم ما فی غد فقد کذب ثم قرأت : وما تدری نفس ماذا تکسب غدا . اگر کسی به تو بگوید که او از اتفاقات فردا خبر دارد بدون شک دروغ گفته است سپس آیه ی بالا را تلاوت کرد که خدا فرموده هیچ کس نمی داند که فردا چه خواهد کرد.
آیات قرآن تفسیر برای یکدیگرند
از ویژگیهای مهم قرآن کریم این است که آیاتش یکدیگر را شرح داده و تفسیر می کنند و هیچگاه آیه ی با آیه ی دیگر تعارض پیدا نمی کند چنانچه در آیات زیر می بینیم که عالم الغیب بودن را مطلقا ویژه خداوند قرار داده است..
( اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا فِی أَنفُسِکُمْ) (بقره ۲۳۵) ترجمه: و بدانید که خداوند آنچه را در دل دارید می داند.
(قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللّهُ) (آل عمران ۲۹) ترجمه: بگو: اگر آنچه را در سینههای شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خداوند آن را میداند.
جن ها غیب نمی دانند
جن ها در حضور سلیمان علیه السلام و به دستور او کار می کردند. خداوند جسد بی روح سلیمان را در حالت ایستاده در معرض دید جن ها باقی گذاشت، جن ها همواره کار می کردند و از مرده بودن سلیمان خبر نداشتد، تا اینکه عصائی را که حضرت سلیمان بدان تکیه زده بود، مورد طعمه موریانه قرار گرفت، آنگاه سلیمان بر زمین افتاد و دروغ کسانی که مدعی «علم غیب» برای جن ها بودند، آشکار گردید:
( فَلَمَّا قَضَیْنَا عَلَیْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَی مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّهُ الْأَرْضِ تَأْکُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ مَا لَبِثُوا فِی الْعَذَابِ الْمُهِینِ) سبأ: ۱۴٫
ترجمه: (زمانی که بر سلیمان (که سمبل قدرت و عظمت بود) مرگ مقرّر داشتیم، جنّیان را از مرگ او نیاگاهانید مگر موریانههائی که (مدّتها بود به عصای سلیمان رخنه کرده بودند و) عصای وی را میخوردند . هنگامی که سلیمان (که در میان جنّیان بر عصای خود تکیه زده بود و کارهای ایشان را میپائید) فرو افتاد، فهمیدند که اگر آنان از غیب مطّلع میبودند، در عذاب خوار کننده (بیگاری و اسارت) باقی نمیماندند (و راه خود را در پیش میگرفتند) .
از غیب خبر دادن پیامبران چه معنا و مفهومی دارد؟
باید دقت کافی داشت که بین این دو جمله (اخبارغیبی دادن) و ( غیب دانستن) تفاوت وجود دارد . برای بسیاری ها اخباری غیبی دادن ممکن است ولی دلیل بر عالم الغیب بودن نمی کند. مانند سازمان هواشناسی، مانند اخبار پزشکی که در آینده چه اتفاقی برای بیمار خواهد افتاد و غیره . اما هیچ کس از این اشخاص معتقد به غیب دانستن نیست . انبیاء همانطور که علم غیب نداشتن ولی خداوند اخبار غیبی را به اطلاع آنها می رساند و آنها خبری که از جانب خداوند دریافت می کردند به مردم بازگو می کردند، و این به معنای عالم الغیب بودن نیست و اگر چنین پنداشته شود بر خلاف آیات قرآن است که غیب را بطور مطلق از همه ی مخلوقات نفی کرده است.
آیه مبارکه زیر دلیل بر همین سخن است
(عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا) ( جن ۲۶-۲۷)
ترجمه: داناى غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی ىسازد، مگر رسولانى که آنان را برگزیده و مراقبینى از پیش رو و پشت سر براى آنها قرار مىدهد.
مراد از رسولان پیامبر و فرشتگان هستند.